گنجور

شمارهٔ ۴۵

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات
 

ز چیست تفرقه مولوی ز جمع کتب

چه بود جمع کتب چون نکرد رفع حجب

چو هست هر ورقی زان کتب حجاب دگر

به چشم ما حجب تو به توست آن نه کتب

به مصر عشق و محبت کجا عزیز شوی

نرسته یوسف جان تو از غیابه جب

جمال عشق نهان است زیر پرده غیب

و ما سواه علی وجه الجمیل نقب

به عشق کوش چو عارف شدی به سر جمال

که عارفان همه لبند و عاشقان لب لب

طلب مکن خبر بحر و بحریان از من

که در ربود مرا موج خیز لجه حب

معاد جان تو جامی ز صورت و معنی

بغیر عشق نباشد فعد الیه وتب



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

شکرستان