ز چیست تفرقه مولوی ز جمع کتب
چه بود جمع کتب چون نکرد رفع حجب
چو هست هر ورقی زان کتب حجاب دگر
به چشم ما حجب تو به توست آن نه کتب
به مصر عشق و محبت کجا عزیز شوی
نرسته یوسف جان تو از غیابه جب
جمال عشق نهان است زیر پرده غیب
و ما سواه علی وجه الجمیل نقب
به عشق کوش چو عارف شدی به سر جمال
که عارفان همه لبند و عاشقان لب لب
طلب مکن خبر بحر و بحریان از من
که در ربود مرا موج خیز لجه حب
معاد جان تو جامی ز صورت و معنی
بغیر عشق نباشد فعد الیه وتب
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر مولوی، به موضوع تفرقه و جدایی در میان انسانها پرداخته شده و بیان میشود که جمعآوری کتابها و دانشها نمیتواند حجابها و موانع را برطرف کند. او تاکید میکند که حجابهای واقعی، در درون ما وجود دارند و نه در کتب. عشق و محبت، تنها راه رسیدن به حقیقت و جمال الهی هستند و باید از پردههای غیب عبور کنیم تا به زیبایی عشق دست یابیم. مولوی از عارفان خواسته است که به عشق بپردازند و حقیقت را در آن جستجو کنند. او همچنین بیان میکند که عشق واقعی تنها با جستجوی درونی و قلبی به دست میآید و بدون عشق، نمیتوان به نهایت معنا رسید.
هوش مصنوعی: این بیت اشاره دارد به اینکه اختلافات و تفریقها از کجا ناشی میشود. مولوی به ما میگوید که اگرچه کتابهای بسیاری وجود دارد، اما این کتابها نمیتوانند عوارض یا موانع را از میان بردارند. به عبارت دیگر، صرف وجود کتابهای متعدد و علم بسیار، کافی نیست تا حجابها و موانع را از بین ببرد و به وحدت و جمعبودگی برسد.
هوش مصنوعی: هر ورق از آن کتابها نوعی حجاب است و این حجابها برای ما به شکلهای متفاوتی خود را نشان میدهند. اما حجاب تو، که به خود تو مربوط میشود، هیچیک از آن کتابها نیست.
هوش مصنوعی: در عشق و محبت، چگونه ممکن است تو عزیز شوی، در حالی که یوسف جان تو از میانت غایب است؟
هوش مصنوعی: زیبایی عشق در پردهای پنهان است و ما جز بر او، هیچچیز را به زیبایی نمیشناسیم.
هوش مصنوعی: به عشق تلاش کن، زمانی که به مقام عارف رسیدی، زیرا عارفان همواره به زیباییها توجه دارند و عاشقان در کنار آنها هستند.
هوش مصنوعی: از من خبری از دریا و دریاوندان نخواسته، چرا که امواج پرخروش عشق مرا به خود کشیدهاند.
هوش مصنوعی: جان تو همچون جامی است که ترکیبی از ظاهر و باطن دارد و بدون عشق، این ترکیب معنا ندارد. پس به سوی عشق بازگرد و به آن توجه کن.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
سپیده دم که هوا بر درید پرده شب
بر آمد از سر که روز با ردای قصب
سپید روز سپه روی داده بود به چین
شب سیاه سپه روی داده سوی حلب
چنان سیاه وشی اندکی سپید بروی
[...]
تقشّعَ غَیْمُ الهَجْرِ عَنْ قَمرِ الحُبِّ
وأسْفَرَ نُورُ الصُّبْحِ عَنْ ظلمةِ العَنْبِ
اگرچه من نکنم عاشقی بطبع طلب
کند طلب دل من عاشقی ز مهر . . . ب
گهی ز دیده خروشم کز اوست دل بعذاب
گهی ز دل کنم افغان کز اوست جان به تعب
ز دیده جیحون باران ز دل جحیم نشان
[...]
همی شکنجد باد و همی شکافد خاک
به جنبش اندر دود و بخار آتش و آب
سپهر ملک عجم ، آفتاب دین عرب
بلند نام و نشان و بزرگ اصل و نصب
کمال دین هدی ، قطب ملک و دین محمود
که هست چرخ شرف را جمال او کوکب
جمال دودهٔ خوارزمشاه ، آنکه ربود
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.