گنجور

شمارهٔ ۳۸۶

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات
 

ای در غمت انگشت نما سبحه شماران

زابروی کجت همچو کمان خم چله داران

ساکن نشد از آب مژه آتش آهم

ننشست فرو شعله برق از نم باران

از دولت پابوس تو چون سر نفرازم

کین دست نداده ست یکی را ز هزاران

شیرینی عرفان نبود روترشان را

حلوا چه کند کس طلب از غوره فشاران

از خیل سگان تو بریدن نتوانم

کاری نبود صعبتر از فرقت یاران

تیر تو که از سینه افگار من آمد

می آید ازو مرهمی سینه فگاران

زد خنده لبت از دم جان پرور جامی

چون غنچه به باغ از نفس باد بهاران



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجینهٔ گنجور