عجب دردیست در جانم که درمانش نمیدانم
ز آغازش نِیَم آگاه و پایانش نمیدانم
چو چوگان بازد آن مه جز سر مردان دین آنجا
نشاید کو کسی را مرد میدانش نمیدانم
گذشت آن سرو گلرخ دامنافشان بر چمن روزی
عبیر جیب گل جز گرد دامانش نمیدانم
صفای تن دهد راز دلش بیرون قبا آمد
حجاب من که در دل راز پنهانش نمیدانم
چو خواهد لب گزد خواهم نهم جان زیر دندانش
که از بس لطف تاب زخم دندانش نمیدانم
نخواهم فسحت باغ و مسلسل آبها در وی
که بیدیدار او جز بند و زندانش نمیدانم
مسلمانی بود بهر بتان دین باختن جامی
ازین دین هرکه برگردد مسلمانش نمیدانم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر درد و رنجی عمیق در دل شاعر است که از ناشناخته بودن آن رنج رنج میبرد. شاعر به محبت و زیبایی محبوبش اشاره میکند، اما ناتوانیاش از فهم کامل این احساسات و پایان رنجش را ابراز میدارد. او از چگونگی عشق و ذلت در برابر زیبایی محبوب میگوید و اعتراف میکند که اهمیت وجود محبوب را بالاتر از زیباییهای دنیوی میداند. در نهایت، شاعر به این نکته میرسد که در عشق و دین واقعی، هیچ چیز دیگری جز وصال محبوب معنایی ندارد.
هوش مصنوعی: این درد عجیبی است که در وجودم حس میکنم و نمیدانم چگونه میتوان آن را درمان کرد. از آغاز این درد هیچ اطلاعی ندارم و درباره پایان آن نیز چیزی نمیدانم.
هوش مصنوعی: وقتی که آن جوانمرد بر گردونه بازی میکند، تنها افرادی که در میدان دین و حقیقت واقعی هستند، میتوانند در آنجا حضور داشته باشند و من نمیتوانم کسی را پیدا کنم که لایق این میدان باشد.
هوش مصنوعی: یک روز، دختری با چهره زیبا و دامن پفکرده از میان گلها عبور کرد. تنها چیزی که از او به یاد دارم گرد و غبار دامنش بود که بر روی چمنها باقی ماند.
هوش مصنوعی: دل او درخشندگی و زیبایی دارد که با لباسش برملا میشود، اما من که پردهدار او هستم، از رازهای پنهان درونش بیخبرم.
هوش مصنوعی: وقتی لب او را به دندان میگزد، جانم را زیر دندانش میگذارم، زیرا از شدت لطف و محبتش، تاب زخم دندانش را ندارم و نمیدانم چه کار کنم.
هوش مصنوعی: من به وسعت باغ و جریان آبها در آن نیازی ندارم، زیرا بدون دیدار او، زندان و بند دیگری نمیشناسم.
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره شده است که شخصی که به خاطر محبت یا علاقه به بتها (نمادهایی که به آنها پرستش میشود) دین خود را ترک میکند، به نوعی راهش را گم کرده و بازگشت به مسند ایمانش را نمیتوان به سادگی دانست. در واقع، این جمله تعبیر و توصیفی از چالشهای ایمان و بازگشت به مسیر درست است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.