گناه عشق بتان گرچه ساخت نامه سیاهم
بس است خط عذار تو عذرخواه گناهم
نه قطره هاست ز اشکم به روز زرد فتاده
ز دست آبله ها چهره از زباله آهم
هزار تن بودم کاشکی که بهر قدومت
در انتظار نشیند یکی به هر سر راهم
میان خلق همی بندم از تو چشم جهان بین
ولی به دیده دل نیست جز سوی تو نگاهم
ببین چه صبح سعادت دمید تیره شبم را
که دیده بر رخت افتاد بامداد پگاهم
ز بس که کاستم از غم بس است سایه تاری
ز طره تو ز گرمای روز هجر پناهم
مگو به عشوه که جامی چه خواهی از طلب من
به خاک پای تو سوگند کز تو جز تو نخواهم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان عشق و دلتنگی شاعر نسبت به معشوق میپردازد. شاعر از گناهان ناشی از عشق به معشوق سخن میگوید و با عذرخواهی از او، زیبایی و تأثیر چهرهاش را بر زندگیاش توصیف میکند. او به تنگناها و غمهایی که به خاطر دوری از معشوق تحمل کرده، اشاره میکند و امید به وصال را در دل دارد. شاعر نسبت به دیگران بیاعتنا است و تنها به عشق خود فکر میکند. در پایان، به تعهد خود به معشوق تأکید میکند و میگوید که هیچ چیز جز او برایش ارزش ندارد.
هوش مصنوعی: عشق به زیباییها باعث شده که نامهام پر از گناه باشد، ولی زیبایی چهرهات من را از این گناهان معاف میکند.
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر از درد و اندوهی صحبت میکند که به مانند قطرات اشک از چشمانش میریزد. روزی که به زردی و ضعف رسیده، شبیه به چهرهای است که تحت تأثیر مشکلات و رنجها قرار گرفته و حالتی نامناسب و زشت دارد. در حقیقت، او به بیان احساسات عمیق غم و ناراحتی خود میپردازد که باعث شده زندگیاش به نوعی دردناک و مملو از آلام به نظر برسد.
هوش مصنوعی: ای کاش هزاران نفر بودم که فقط یکی از آنها برای آمدن تو در هر لحظه در انتظار بماند.
هوش مصنوعی: میان مردم به دنبال تو هستم و چشمم به دنیای بیرون است، اما در دل فقط به تو فکر میکنم و نگاه میکنم.
هوش مصنوعی: ببین چقدر صبح خوشبختی سر زد که شب تاریک من را روشن کرد و چشمانم به زیبایی تو افتاد.
هوش مصنوعی: به خاطر غم و اندوهی که دارم، دیگر نمیتوانم تحمل کنم. سایه تاریکی بر سرم سنگینی میکند و از شدت گرما در روز جداییام، فقط سایه موی تو را دارم که به من پناه داده است.
هوش مصنوعی: نگو با ناز و لمسه که چه چیزی از خواستهام میخواهی، به خاک پای تو قسم میخورم که از تو هیچکس دیگر را نمیخواهم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دو هفته رفت که ننواختی به نیم نگاهم
هنوز وقت نیامد که بگذری ز گناهم
کرشمهای که نکاهد ز حسن اگر بنوازی
به لطف گاه به گاه و نگاه ماه به ماهم
میان ما و تو سد گونه خشم شد همه بیجا
[...]
در انتظار تو شد عمرها که چشم به راهم
مپیچ سر ز نیازم، متاب رخ ز گناهم
چه لذت است ببین انتظار آمدنت را
که در برابر چشم منی و چشم به راهم
مرا همای خرد گو به فرق سایه میفکن
[...]
به هر طرف که هوای سفر شکست کلاهم
همان شکست شد آخر چو موج توشهٔ راهم
خیال موی میانکه شدگره به دل من
که عرض معنی باریک می دهد رگ آهم
بهگلشنیکه ادب داشت آبیاری حیرت
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.