گنجور

شمارهٔ ۳۱۰

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات
 

من آن نیم که پی حفظ اعتقاد عوام

کشم عنان ارادت ز نقل باده و جام

درآی ساقی و در ساغر بلورین ریز

شراب لعل علی رغم کالانعام

ازان شراب که چون از خودت خلاص دهد

نه اسم و رسم گذارد تو را نه ننگ ونه نام

ازان شراب که چون جرعه ای ز ساغر او

رسد به خاک دمد روح در رمیم عظام

ازان شراب که چون مطلقت کند برهی

زقید بندگی آفریده اوهام

ز وهم روی بگردان که در شریعت عشق

یکیست عابد اوهام و عابد اصنام

به سراین سخن آن زنده پی برد جامی

که هم ز کفر مبرا بود هم از اسلام



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کتابخانهٔ گنجور