بیا ای آرزوی جان عاشق
دوای درد بی درمان عاشق
کرام الکاتبین ننوشته حرفی
بجز عشق تو در دیوان عاشق
اگر فردا نه دیدار تو باشد
شود باغ جهان زندان عاشق
هزاران نوح را کرده ست غرقه
به گرداب فنا طوفان عاشق
به کنج فقر و کوی نامرادی
اگر یک شب شوی مهمان عاشق
کباب از دل شراب از دیده بینی
مهیا ساخته بر خوان عاشق
بجز خون جگر هرگز مرادی
غمت ننهاده در دامان عاشق
به خاک کشتگان آن نیست لاله
علم زد آتش پنهان عاشق
ببین نظم خوش جامی که نشکفت
چنین گل هرگز از بستان عاشق
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان عواطف و احساسات عمیق عاشقانه پرداخته است. شاعر از عشق به عنوان دارویی برای دردهای عاشق یاد میکند و بیان میکند که جز عشق معشوق، چیزی در دل عاشق نیست. در صورتی که دیدار معشوق در آینده نباشد، دنیا برای عاشق به زندان تبدیل میشود. همچنین اشاره میشود که طوفان عشق میتواند بسیاری را غرق کند. عشق، حتی در فقر و ناامیدی، میتواند آرامش و مهمانی برای دل عاشق به ارمغان آورد. شاعر در نهایت به زیبایی و ارزش عشق و احساسات آن اشاره میکند و نشان میدهد که عشق حقیقی هیچگاه فراموش نمیشود.
هوش مصنوعی: ای آرزوی جانم، بیا! تویی که میتوانی دردی را که هیچ درمانی ندارد، برای عاشق درمان کنی.
هوش مصنوعی: فرشتگان نویسنده هیچ نوشتهای جز عشق تو را در دفتر عاشق ثبت نکردهاند.
هوش مصنوعی: اگر فردا ملاقات تو پیش نیاید، باغ جهان برای عاشق همچون زندانی میشود.
هوش مصنوعی: بسیاری از افرادی که در عشق غرق شدهاند، به واسطه طوفانی از احساسات و مشکلات نابود شدهاند.
هوش مصنوعی: اگر یک شب مهمان کسی باشی که در فقر و ناامیدی زندگی میکند، در آن گوشه دنج میتوانی عشق را تجربه کنی.
هوش مصنوعی: از دل آتش و عشق، کبابی تهیه شده و شرابی که از چشمها میریزد، برای مهمانی عاشقان آماده شده است.
هوش مصنوعی: غیر از خون دل، هیچ چیز دیگری برای عشق و دردِ تو در دل عاشق من نمانده است.
هوش مصنوعی: لالهٔ سرخ در زمین کسانی که جان خود را فدای عشق کردهاند، از آتش درونی عشق آنها خبر میدهد.
هوش مصنوعی: ببین چقدر زیبا و هماهنگ است رویهمرفته، که هیچ وقت گلی از بستان عاشق به این زیبایی شکوفا نشده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ز اسرارش منوّر جان عاشق
که انور گشته زآن ایمان عاشق
ز سوز درد بی درمان عاشق
یگردون می رسد افغان عاشق
بآهی،بی تو،دوزخ را بسوزد
بیک دم آتش حرمان عاشق
ز آب چشم و خون دل بروید
[...]
ولی بیرون بود ز امکان عاشق
که گوید ترک جانان جان عاشق
ز تب نالان شدی جانان عاشق
بلا گردان جانت جان عاشق
ز سوز نالهٔ عاشق گدازت
به گردون میرسد افغان عاشق
تب گرم تو عالم را سیه کرد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.