آن تهیدست چه خوش گفت می لعل به کف
که خوش آن کس که به می حاصل خود کرد تلف
صرف کن در ره می هرچه به دست راست تو را
که نوای طرب از دست تهی دارد دف
صف کشیدند به میخانه همه خم شکنان
صفدری کو که به همت بدراند این صف
زخم پیکان تو را بر دگری نپسندم
هرکجا تیر زنی سینه من باد هدف
شرف آدمی از عشق بود هرکه نشد
عاشق او را نبود بر دگران هیچ شرف
جامی از شعر مکن بس که دهد آخر کار
زاده طبع تو خاصیت فرزند خلف
تربیت گرچه در اول ز صدف یافت گهر
جز طفیل گهر اخر که برد نام صدف
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره ارزش عشق و اهمیت لذتبردن از زندگی است. شاعر به تهیدستی اشاره میکند که با خوشحالی از می لعل در دستش میگوید و بر این عقیده است که بهتر است انسان همه چیزش را در راه مینوشی صرف کند. او به قدرت و زیبایی عشق اشاره میکند و میگوید که شرافت آدمی در عشق به وجود میآید. همچنین، تأکید میشود که تربیت و شکلگیری شخصیت تنها از عناصری که در ابتدا بدست آمده، حاصل نمیشود و در نهایت کیفیت و ذات وجودی فرد اهمیت بیشتری دارد. شاعر بر این باور است که عشق و هنر باید بر دیگر امور غلبه داشته باشند.
هوش مصنوعی: آن بیپول چه زیبا گفت: کسی که به خاطر شراب خود را تباه میکند، خوشبختتر از کسی است که به مال و ثروت خود نمیرسد و در بیحالی زندگی میکند.
هوش مصنوعی: در مسیر لذت و خوشی، هر آنچه که به دستت میرسد را خرج کن؛ چرا که ساز شادی در دست بیمایه و تهی نمیتواند نغمه ای سر دهد.
هوش مصنوعی: همه خمشکنان برای نوشیدن به میخانه جمع شدهاند. اکنون انتظار میکشند تا کسی با تلاش و ارادهاش این صف را به هم بریزد و نوشیدنی را به آنها برساند.
هوش مصنوعی: من هیچگاه نمیپسندم که تیر و زخم تو بر دل دیگری فرود آید، چرا که هر جا که تیرت را بگذاری، سینه من همیشه هدف تو خواهد بود.
هوش مصنوعی: شرافت و بزرگی انسان ناشی از عشق اوست. هر کسی که عاشق نشود، شرافتی در نزد دیگران نخواهد داشت.
هوش مصنوعی: شعری که میسرایی را بیهوده و بیمحابا نکن، زیرا در نهایت، آنچه تولید میکنی به خواص و ویژگیهای درونی خودت وابسته است و شبیه به فرزند تو خواهد بود.
هوش مصنوعی: آموزش و پرورش در ابتدا شبیه به دریابی از یک صدف است که مرواریدهایی را عرضه میکند. اما در نهایت، این مرواریدها وابسته به همان صدف است که نام آن به یاد میماند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
آفتاب شرف و حشمت و سلطان شرف
نور گسترد و ضیا بر نسف و اهل نسف
ظل طوبی است بر آنکس که ضیاگستر شد
آفتاب شرف و حشمت و سلطان شرف
آفتاب همه سادات که با طلعت او
[...]
تا به خط شط ارجیش درنگ است مرا
بحر ارجیش ز طبعم صدف افزود صدف
بحر ارجیش فزود از قدم من آنسانک
برج برجیس ز یونس شرف افزود شرف
للّهالحمد که دارم به کف از بحر شرف
دُرّ یکتایی، کان را دو جهان صدف
عقل حادی عشر، استاد زمان صدرالدّین
صدر دیوان نجف، هم خلف شاه نجف
در بنیفاطمه،ذات تو مُهر شرف است
[...]
موج خون بر طرف افکند چو ناچیز صدف
در دریای نجف
جالس مجلس وحدت همه اجناس وفصول
واقف موقف قربت همه انواع و صنوف
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.