گنجور

شمارهٔ ۲۵۱

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات
 

نشستی دور ازین مشتاق مهجور

که نتوان ماه را دیدن جز از دور

سلیمانی تو و لعل تو خاتم

خطت برگرد خاتم عنبرین مور

فروزان زآتش تو داغ بر داغ

بود بر سینه ام نورا علی نور

به کنج خلوتم منما ره ای شیخ

مکن غمدیده ای را زنده در گور

گذشتم بر درت نادیده دیدار

بهشتی دیدم اما خالی از حور

بود در وصف خوبان شعر جامی

به امر عشق و المأمور معذور

بود یک بیت معمور آسمان را

زمین از شعر او پر بیت معمور



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کتابخانهٔ گنجور