گنجور

شمارهٔ ۲۰۳

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات
 

نه در کوه این صدا از تیشه فرهاد می خیزد

ز سنگ و آهن از درد دلش فریاد می خیزد

خیال عارض و بالای تو تا بسته ام با خود

ز باغ خاطرم گل می دمد شمشاد می خیزد

به گلگشت چمن چون می نشینی بر سر سبزه

به تعظیم قدت سرو اززمین آزاد می خیزد

ز تو نالم نه زان غمزه چو خونم بیگنه ریزد

هلاک صید نی از خنجر از صیاد می خیزد

مجو افسانه درد از دلی کز غم نشد رخنه

نفیر چغد کی از خانه آباد می خیزد

چو می آید ز تیغت بر اسیری زخم بیرحمی

زجان هر اسیر آواز رحمت باد می خیزد

غزل را از غم عشق بتان ده چاشنی جامی

سرود دردناک از سینه ناشاد می خیزد



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

دریای سخن