بی تو جان زندگی نمی خواهد
عمر پایندگی نمی خواهد
چون خطت خضر با وجود لبت
چشمه زندگی نمی خواهد
بی فروغ جمال فرخ تو
بخت فرخندگی نمی خواهد
دل پراکنده دید زلف تو را
جز پراکندگی نمی خواهد
شاخ سنبل چو خامه پیش خطت
جز سرافگندگی نمی خواهد
عذر شرمندگی ز روی تو ماه
جز به شرمندگی نمی خواهد
بنده جامی جز از در تو به گوش
حلقه بندگی نمی خواهد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر عواطف عمیق عاشقانه است که در آن شاعر میگوید بدون حضور معشوق، زندگی برایش بیمعنا و بیارزش است. او اشاره میکند که زیباییهای زندگی و خوشبختی تنها در سایه وجود معشوق ممکن است و حتی آرامش و ثبات روحی نیز بستگی به او دارد. شاعر همچنین به احساس شرمندگی و بندگی خود در برابر معشوق اشاره میکند و به این نتیجه میرسد که جز در عشق او، هیچ چیز دیگری برایش اهمیت ندارد.
هوش مصنوعی: بدون تو، زندگی ارزش ندارد و عمر جاودان نیز معنا ندارد.
هوش مصنوعی: زمانی که چشمنواز و زیبا هستی، دیگر نیازی به نوشیدنی زندگی نیست.
هوش مصنوعی: بدون زیبایی چهرهی تو، سرنوشت خوشبختی معنا ندارد.
هوش مصنوعی: دل به زلف تو که مینگرد، جز بینظمی و پریشانی چیزی نمیخواهد.
هوش مصنوعی: عطر و زیبایی گل سنبل، مانند قلمی است که به عشق و زیبایی خط تو گواهی میدهد و جز این، هیچ چیز دیگری نمیتواند موجب افتخار و سربلندی شود.
هوش مصنوعی: هیچ دلیلی برای عذرخواهی از زیبایی تو وجود ندارد، زیرا چهره زیبا و ماهمانندت هیچ چیزی جز احساس شرمندگی در دل به جا نمیگذارد.
هوش مصنوعی: من جز جامی که از در تو تقدیم شود، هیچ چیز دیگری نمیخواهم و تمام وجودم را به بندگی تو سپردهام.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.