گنجور

 
جامی

گرچه صد جان در ره جانان زیان خواهیم کرد

هر چه خواهد خاطر او آنچنان خواهیم کرد

در دلش جنبید مهر از ناله ما اندکی

اندک اندک با خود او را مهربان خواهیم کرد

چاره ساز ما نشد کس در همه روی زمین

بعد ازین روی دعا در آسمان خواهیم کرد

آشنایان جهان را نیست آیین وفا

آشنایی با سگ آن آستان خواهیم کرد

نیست غیر از داستان او زبان را هیچ کام

تا زبان باشد به کام داستان خواهیم کرد

ناوک او کرد جا در استخوان ما چو مغز

قوت جان زین پس ز مغز استخوان خواهیم کرد

بس که در وصف لب نوشین او شکر شکست

نام جامی طوطی شیرین زبان خواهیم کرد

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
عراقی

می روان کن ساقیا، کین دم روان خواهیم کرد

بهر یک جرعه میت این دم روان خواهیم کرد

دردیی در ده، کزین جا دردسر خواهیم برد

ساغری پر کن، که عزم آن جهان خواهیم کرد

کاروان عمر ازین منزل روان شد ناگهی

[...]

صفای اصفهانی

زین سپس دل را به رسوایی نشان خواهیم کرد

با غم عشق تواش همداستان خواهیم کرد

زین خراب آباد وحشت خیمه برخواهیم کند

خانه در کوی خرابات مغان خواهیم کرد

پرده از بالای چون تیر تو بر خواهیم داشت

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه