گنجور

شمارهٔ ۱۴۷

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات
 

آنان که در فسون محبت فسانه اند

هر جا روند تیر بلا را نشانه اند

حاجی به طوف کعبه گرفتار و عاشقان

فارغ ز خانه مست خداوند خانه اند

تجرید شو که پاک تراشان تیغ عشق

کرده خلاص ریش خود از دست شانه اند

ما و سرود عشق که بر اوج لامکان

ارواح قدس رقص کنان زین ترانه اند

با پیر میکده به ادب زی که بر درش

شیران پیشگاه سگ آستانه اند

کار زمانه نیست جز آزار اهل دل

اهل زمانه نیز به رنگ زمانه اند

جامی زبان گشا که غزالان شوخ چشم

بنهاده گوش بر غزل عاشقانه اند



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.