گنجور

شمارهٔ ۱۲

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات
 

شراب لعل باشد قوت جانها قوت دلها

الا یا ایها الساقی ادرکأسا و ناولها

چو ز اول عشق مشکل بود و آخر هم چرا گویم

که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها

خوشا مستی که هشیار از حرم خیزد ازان فارغ

که بود اندر میان راهی و اندر راه منزلها

ندانم کز کدامین پرده زد حادی نوا کامشب

ز گلبانگ حدی سیر دگر دارند محملها

مزن بر کهنه دلق درد نوشان زاهدا طعنه

که در کوی مغان هستند صدرآرای محفلها

شدم در لایهای خم فرو هر چند می دانم

که روزی بردمد گلهای رسوایی ازین گلها

درین گرداب غم کشتی می از کف منه جامی

که نتوان جز بدین کشتی گرفتن راه ساحلها



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

ساغر