گنجور

شمارهٔ ۱۵

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » قطعات
 

هرچه از جاه تو را بینم و مال

که تو را مانع عیش ابد است

بهر امروز تو هرچند نکوست

بهر فردای تو بسیار بد است

بهر آن دشمن بدخواه تو گر

با تو در معرض بغض و حسد است

بگشا چشم حقیقت بین را

که تو را بینش اهل خرد است

تا ببینی که در آن بغض و حسد

نیکخواه تو و بدخواه خود است

نیکخواه تو چو باشد با او

دشمنی قاعده دیو و دد است

شکر او گوی که در عیش ابد

دشمنیهاش مدد بر مدد است



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

شکرستان