گنجور

 
جامی

هست دیوان شعر من اکثر

غزل عاشقان شیدایی

یا فنون نصایح است و حکم

منبعث از شعور و دانایی

ذکر دونان نیابی اندر وی

کان بود نقد عمر فرسایی

مدح شاهان دراو به استدعاست

نه ز خوش خاطری و خودرایی

امتحان را اگر ز سر تا پاش

بر روی صد ره و فرود آیی

زان مدایح به خاطرت نرسد

معنی حرص و آزپیمایی

هیچ جا نبود آن مدایح را

در عقب قطعه تقاضایی