گنجور

شمارهٔ ۶۵

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » غزلیات
 

راهت از دیده رفتنم هوس است

سر به راه تو خفتنم هوس است

هر شبی بر خیال مقدم تو

خانه دیده رفتنم هوس است

نیست سر دلم بجز هوست

لیکن این سر نهفتنم هوس است

خواهمت از لطیفه لب خندان

لعل سیراب سفتنم هوس است

بی جمالت چو غنچه تنگدلم

با تو چون گل شکفتنم هوس است

ناسزایم مکن حواله به کس

کز زبانت شنفتنم هوس است

هست در حال خویش جامی لال

حال او با تو گفتنم هوس است



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کانال رسمی گنجور در تلگرام