گنجور

شمارهٔ ۲۱۸

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » غزلیات
 

قد بدا الصبح علی اسعد فال

و زقی الدیک علی اطیب حال

ساقیا می گذرد وقت صبوح

قدحی چند بده مالامال

رنج مخمور شبانه نرود

جز به میهای صبوح از دنبال

صبحدم تشنه لبان را می لعل

می دهد خاصیت آب زلال

حبذا آب زلالی که ازوست

شسته از چهره جان گرد ملال

جامیا باده خور و دار حرام

به حلالیش مرو راه ضلال

زانکه می خاصه به شیرین پسران

مستی آرد چه حرام و چه حلال



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

ساغر