گنجور

شمارهٔ ۲۱۵

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » غزلیات
 

مصطفایی به صفای دو رخ و لعل تو آل

ابرو و خال سیاه تو هلال است و بلال

صورت بینی سیمین تو انگشت نبی ست

که رخت گشته دو نیم است ازو ماه مثال

طرف رویت به خط سبز بود لوح کلیم

که بر او کرده یدالله رقم آیات جمال

نیست گنجایی مستقبل و ماضی ما را

مرکز همت ما نیست بجز نقطه حال

شویم از اشک ندم میل می از دل حاشا

کی به شورآبه قناعت کنم از آب زلال

محتسب خم و سبو می شکند رندی کو

کش کند ریش تر از درد و تراشد به سفال

می به عشرت طلبان ده که بود جامی را

قدح از دیده پر و دیده ز دل مالامال



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد آهنگهای مرتبط از Spotify