گنجور

شمارهٔ ۲

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » غزلیات
 

زهی از دو رخ شاه دنیا و دین

به مهر کتف خاتم المرسلین

ز خاتم سیمان ازان ملک یافت

که نام تواش بود نقش نگین

یسار است دنیا یمین آخرت

به زیر نگینت یسار و یمین

چو طوبی به نعلین تو سود سر

رسیده سر او به عرش برین

بود حاصل چشم حق بین تو

چه عین الیقین و چه حق الیقین

تویی آفرین گو بر ایزد که کرد

تو را از همه آفرینش گزین

هزار آفرین باد بر جان تو

به هر آفرین از جهان آفرین

سگ بندگان تو جامی که هست

سگان تو را بنده کمترین

به سر در رهت گر تواند شتافت

نیاید دگر پای او بر زمین



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

دریای سخن