گریه تلخ من از خنده آن لب نگرید
تشنه لب مردن من زان چه غبغب نگرید
اشکم از عکس لبش باده صفت رنگین شد
ساغر چشمم ازین باده لبالب نگرید
باده خون جگر و نقل غم و سینه کباب
بهر عیشم همه اسباب مرتب نگرید
سوختم زآتش هجران وی اینک صد داغ
همچو تبخاله مرا بر دل ازان تب نگرید
چون سواره رود آن ماه به هر گام او را
صد سر افتاده به زیر سم مرکب نگرید
خفته آن تازه جوان در تتق عزت و ناز
بر در او سر پیران مقرب نگرید
بهر نظاره آن مه چو رود لوح به کف
صف زده اهل نظر در ره مکتب نگرید
حسن رخساره به جا خاست خطش گرد عذار
روز نارفته هنوز آمدن شب نگرید
تا زند جامی غمدیده رقم شرح فراق
دود دل با نم مژگانش مرکب نگرید
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر توصیف احساس عمیق عشق و درد جدایی است. شاعر از اشکهایش سخن میگوید که از خنده معشوق بیخبرند و تعبیر میکند که به خاطر دوری معشوق، تشنه لب و سوزان است. او اشکهایش را به رنگ بادههای خوشگوار توصیف میکند و از غم درونی خود میگوید. همچنین، او به زیباییهای معشوق و تأثیر آن بر دیگران اشاره میکند و به این نکته میپردازد که عشق و جدایی اشک و آتش در دل او به وجود آورده است. شاعر در پایان به یاد معشوق و غم فراقش میافزاید و میگوید که در جشن عشق، حزن در دل او حضوری دائمی دارد.
هوش مصنوعی: غم و اندوه من به اندازهای است که حتی لبخند آن شخص نمیتواند موجب شادی شود. من در حالی که تشنهام، از درد میمیرم و این درد به حدی است که حتی غبغب او هم از آن متاثر نشده و نمینالد.
هوش مصنوعی: اشک من به خاطر تصویری از لبان او، به شکلی زیبا و رنگین درآمد. چشمم از این باده پر شده و با شور و اشتیاق فراوان اشک میریزد.
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر به توصیف حالاتی میپردازد که برای لذت بردن از زندگی نیاز دارد. او از درد و غمهایی که در دل دارد صحبت میکند و بیان میکند که حتی با وجود این دردها، تمام ابزارها و عوامل خوشی و شادی در دسترس او هستند. در واقع، او به نوعی از زندگی شکایت دارد ولی هنوز هم تلاش میکند تا از لحظات خوش بهرهمند شود.
هوش مصنوعی: از دوری محبوب سوزانده شدم و اکنون بر دل من صد زخم مثل تب وجود دارد، اما کسی به حال من نمیسوزد.
هوش مصنوعی: وقتی آن ماه سوار بر اسب میرود، در هر قدم او صدها سر که به زیر سمهای اسبش افتادهاند را نمیبیند.
هوش مصنوعی: جوانی که در اوج زیبایی و افتخار به خواب رفته، حتی سر پیران نزدیک هم به او توجه نمیکند.
هوش مصنوعی: برای دیدن آن ماه، مانند رودخانه، لوح را در دست گرفتهاند و اهل نظر برای ورود به مکتب به راه مینگرند.
هوش مصنوعی: زیبایی چهرهاش به اندازهای است که خط نشانی بر روی چهرهاش به وجود آمده است و هنوز روز به پایان نرسیده و شب نیامده، او به یاد هم آن شبگریان نمیافتد.
هوش مصنوعی: تا زمانی که نوشیدنیای با غم و اندوه بنوشم، آن زمان داستان جدایی را با دودی که از دل برمیخیزد و اشکی که از چشمانم میریزد، روایت میکنم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بر رخ همچو مهش طره چون شب نگرید
انگبین در لب شیرینش لبالب نگرید
چشم بسته مگشایید مگر بر رویش
آن زمان کش مه نو در ته غبغب نگرید
پیش محراب دو ابروش که طاق است به حسن
[...]
صف شکن ترک مرا بر سر مرکب نگرید
صف مژگان به خونریز مرتّب نگرید
ای غریبان، به فریب نگهش دل مدهید
خلق شهری همه در ناله یارب نگرید
تا ز آزادی آن طفل رساند خبری
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.