گنجور

 
جامی
 

بیا که قاصد فرخنده پی ز راه رسید

رساند مژده که شاه جهان پناه رسید

فروغ نور جمالش به چشم مهر افتاد

صدای کوس جلالش به گوش ماه رسید

سرود مجلس رندان دردنوش اینست

که شاه تخت جلالت به تختگاه رسید

شدند نعره زنان ناشنیده نغمه نی

که این نوا به مقیمان خانقاه رسید

بخند گو لب مظلوم از بشارت بخت

که دادبخش به سر وقت دادخواه رسید

گناه بود کزو دور زیستم یکچند

چها به روی من از شرم این گناه رسید

چو کرد دعوی شادی دلم به مقدم او

ز اشک شادیش از هر مژه گواه رسید

رسید جذبه لطفی به هر ضعیف از وی

بدان مثابه که از کهربا به کاه رسید

به هر گدا که چو جامی فکند گوشه چشم

ز خاک راه مذلت به صدر جاه رسید