گنجور

شمارهٔ ۱۶ - فی تاریخ وفاتة قدس سره

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » قصاید
 

به بوستان ولایت کهن درخت بلند

که عمرها به سر اهل فقر سایه فکند

چو شاخ سدره نه در سربلندیش همتا

چو باغ روضه نه در میوه بخشیش مانند

فروغ آن به فیوض کرم گرانمایه

اصول آن به صفات قدم قوی پیوند

به بذل میوه غذای هزار روزیخواه

به بسط سایه پناه هزار حاجتمند

ستوده خواجه عبیدالله آن که در همه عمر

جز از شهود حقیقت نشد دلش خرسند

به هشتصد و نود و پنج صرصر اجلش

نکرده رحم بر اهل جهان ز بیخ بکند

گذشته پاسی از آخرین شب از ماهی

که شمع جمع رسل را در او رسید گزند

نبود رفتن او همچو دیگران جامی

ز دهر حادثه زای و سپهر فتنه پسند

چو جذب معنی وحدت به عارف آرد روی

نه ممکن است که ماند به قید صورت بند



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد آهنگهای مرتبط از Spotify