گنجور

شمارهٔ ۹۳۵

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

مرا بر دل است از تو چون کوه باری

وز آن کوه چشمم بود چشمه ساری

وز آن چشمه سار است هر دم دمیده

ز خون جگر گرد من لاله زاری

چه باشد که روزی به عزم تماشا

فتد سوی این لاله زارت گذاری

نروبم رهت را به مژگان که ترسم

نشیند به دامان پاکت غباری

خوشا آنکه تو جان و من بوسه خواهم

تو نی گوییم در جواب و من آری

ز راه کرم پای بر دیده ام نه

که دارم به ره دیده اشکباری

به مرهم مداوا مکن زخم جامی

که باشد ز تیغ تواش یادگاری



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

شکرستان