گنجور

شمارهٔ ۹۲۳

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

به شهر نیکوان مسکین غریبی

که جز خون خوردنش نبود نصیبی

عجب بیماریی دارم ز عشقت

که عاجز شد ز درمان هر طبیبی

چو من عاشق بسی یابی ولیکن

نیابم چون تو در عالم حبیبی

ز کویت رخ نتابم گرچه بینم

به کف تیغ جفا هر سو رقیبی

نیفتد نوبهار خوبیت را

خوش الحان تر ز جامی عندلیبی



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

ساغر