گنجور

 
جامی
 

به شهر نیکوان مسکین غریبی

که جز خون خوردنش نبود نصیبی

عجب بیماریی دارم ز عشقت

که عاجز شد ز درمان هر طبیبی

چو من عاشق بسی یابی ولیکن

نیابم چون تو در عالم حبیبی

ز کویت رخ نتابم گرچه بینم

به کف تیغ جفا هر سو رقیبی

نیفتد نوبهار خوبیت را

خوش الحان تر ز جامی عندلیبی

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.