زارم از فرقت شیرین دهنی نوش لبی
چاره وصل است برانگیز خدایا سببی
جان که در موج غم افتاد جدا زان لب لعل
عاقبت خواهدش آن موج رساندن به لبی
چون نیامد ادب بزم وصال از من مست
دمبدم می رسد از شحنه شهرم ادبی
ساخت با نغمه غم مرغ دلم زان که نخاست
هرگز از بلبل این باغ نوای طربی
سوخت از تاب غمش جان و دلم گرچه طبیب
نکند از تن رنجور من احساسی تبی
طلب روز و دعای شبم این کرد اثر
که نه روزی شودم وصل میسر نه شبی
جامی از راه طلب ماند زهی حسرت و درد
گر نه مطلوب درآید ز درش بی طلبی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از دلتنگی و دوری از محبوبش سخن میگوید و به خداوند دعا میکند که راهی برای وصال بیابد. او میگوید که دلش در موج غم غوطهور شده و تنها لبهای محبوبش میتواند آن را نجات دهد. به رغم اینکه از ادبیات عشق و وصال بهرهمند نیست، غم دلش را با آهنگ خود به تصویر میکشد. شاعر از درد و رنجی که از دوری محبوبش متحمل میشود، شکایت دارد و اشاره میکند که تمام آرزوهایش به وصال محبوب وابسته است. در نهایت، او با حسرت از انتظار و ناامیدی صحبت میکند که اگر محبوبش نیاید، آرزویش بیفایده است.
هوش مصنوعی: از دوری محبوبم بسیار غمگین و ناراحت هستم. شیرینی لبهای او در یادم مانده و تنها راه حل برای رفع این درد، فراهم آوردن وسیلهای برای وصل و دیدار اوست. خدایا، لطفاً به من کمک کن و دلیلی برای این وصال قرار بده.
هوش مصنوعی: وقتی دل انسان در دلهره و غم فرو میرود، در نهایت به لبهای لطیف و دلپذیر شادی خواهد رسید.
هوش مصنوعی: وقتی که ادب و نزاکت حضور در محفل وصال را ندارم، در هر لحظه از طرف شحنه شهرم سر و صدایی به گوشم میرسد.
هوش مصنوعی: دلم با نغمههای غمانگیز پر شده است، زیرا هرگز از بلبل این باغ صدای شاد و خوشی نشنیدهام.
هوش مصنوعی: به خاطر دلتنگی و غم او، جان و دل من به شدت متأثر شدهاند، هرچند که پزشک هم نمیتواند از درد و رنج من، که مانند یک بیماری است، احساسی به خرج دهد.
هوش مصنوعی: در روز به دنبال خواستهام بودم و در شب دعا میکردم؛ اما این تلاش نتیجهای نداشت، نه در روز به وصلی دست یافتم و نه در شب.
هوش مصنوعی: در اینجا سخن از احساس درد و حسرت است که انسان در پی چیزی گرانبهاست. اگر آن چیز مهم و مطلوب به دست نیاید، حسرت و آرزو باقی میماند، حتی اگر انسان به دنبال آن نباشد. در واقع، آرزو و خواستهها میتواند بر دل تأثیر گذار باشد و بیتوجهی به آنها هم نمیتواند از این درد کم کند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
آب انگور خزانی را خوردن گاهست
که کس امسال نکردهست مر او را طلبی
اینچنین آسان فرزند نزادهست کسی
که نه دردی متواتر بگرفتش، نه تبی
دو تکز در شکم هریک ، نه بیش و نه کم
[...]
ای ز آواز و جمال تو جهان پر طربی
وز پی هر دو شده جان و دلم در طلبی
چشم و گوش همه از لحن و رخت پر در و گل
پس چرا قسمتم از هر دو عنا و تعبی
گر ز آهن دل من در کف تو گشت چو موم
[...]
بر چه مذهب تو مگر معتقد ای نوش لبی
کآفت اهل منی زآن حرکات عجبی
مست اندر عرفات ازبط بنت العنبی
ازعجم دست کشیده پی قتل عربی
زد شرر بر جگر او یکی از بیادبی
خارجی گفت به اولاد رسول عربی
درنبوت نگرفتند ره نوح نبی
داد ازین بیادبی
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.