گنجور

شمارهٔ ۸۶۸

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

گهی بوسم به مستی پای خم گه دست پیمانه

کنم دریوزه فیض از بزرگ و خرد میخانه

به کوی زهدم ای ناصح مخوان از مجلس مستان

به کف یک دانه نقلم بهتر از تسبیح صد دانه

ز گفت و گوی عشق ما برفت از یاد دوران را

مقالات گل و بلبل حدیث شمع و پروانه

چه سازم با تو تازه آشنایی های دیرین را

چو دارد قدر بیش از آشنا پیش تو بیگانه

چو تو سنگم زنی من ناسزا گویم رقیبان را

نجوید جز پی دشنام طفل آزار دیوانه

چو آراید تو را مشاطه در هر حلقه زلفت

هزاران رشته جان بگسلد ز آمد شد شانه

چه باشد کار مردان عشق پس مردانه جان دادن

گرفتی کار مردان پیش جامی باش مردانه



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجینهٔ گنجور