گنجور

شمارهٔ ۸۶۶

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

منم امروز و اشک دانه دانه

که رفت از چشمم آن در یگانه

نجوید دل به جز آن عارض و خال

ندارد چاره مرغ از آب و دانه

ز بس افسانه عشق تو خواندم

میان عاشقان گشتم فسانه

سرود عشق هم با عاشقان گوی

چه داند زاهد خشک این ترانه

اگر چه سرو را بالا بلند است

نماید پیش قد او میانه

مگو آن شوخ را طفل است و نادان

که داند بهر بوسی صد بهانه

حدیث بوسه تا کی جامی این بس

که می بوسی به خدمت آستانه



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کانال رسمی گنجور در تلگرام