گنجور

 
جامی
 

تعالی الله زهی شاه یگانه

زهی حسن و جمال جاودانه

درین بتخانه هر نقشی که بینم

تویی مقصود ما دیگر بهانه

نبیند چشم عارف عارض و خال

نجوید مرغ قدسی آب و دانه

اگر خوانی ز عشقم داستانی

نخوانی عشق مجنون جز فسانه

مجو اسرار عشق از شیخ خلوت

چه داند نطق طوطی مرغ خانه

میانت را چنان خواهم در آغوش

که مویی هم نگنجد در میانه

گذر کن بر سر جامی که دارد

سر خدمت به خاک آستانه

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.