گنجور

شمارهٔ ۸۳۳

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

به لطف قد ره دلها زد آن مه

زهی لطف قد اعلی الله قدره

به هر وجهی سخن زان روی گویم

که خوش باشد سخن های موجه

مرا با آن دهان سریست پنهان

کسی از سر درویشان چه آگه

به حلق تشنه ام تیغ تو بگذشت

دم بسمل چو آب الحمدلله

نمی رفتم به جز راه سلامت

تو را دیدم به راه افتادم از ره

غم عشقت درآمد از در و بام

بلی دیوار ما را یافت کوته

چو طنبور از تو نالان بود جامی

فراقت زاد فی الطنبور نغمه



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد آهنگهای مرتبط از Spotify