گنجور

شمارهٔ ۸۲۷

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

دو نرگس تو که مستند و ناتوان هر دو

شدند آفت عقل و بلای جان هر دو

میان ما و تو جز جان و تن حجاب نبود

بیا که هجر تو برداشت از میان هر دو

چنان دو دیده غیورند بر رخت که کنند

نظر به روی تو از یکدگر نهان هر دو

قران قوس قزح با هلال بس عجب است

خدای را بنما طاق ابروان هر دو

شکار پیشه دو ترکند خفته چشمانت

نهاده بر سر بالین خود کمان هر دو

ازان میان و دهان قاصرند وهم و خرد

اگر چه خرده شناسند و رازدان هر دو

ز کار دنیی و عقبی مپرس جامی را

که کرد در سر کار تو این و آن هر دو



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.