گنجور

شمارهٔ ۷۲۲

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

بگشاد نقاب از رخ گل باد بهاران

شد طرف چمن بزمگه باده گساران

شد لاله ستان گرد گل از بس که نهادند

رو سوی تماشای چمن لاله عذاران

در موسم گل توبه ز می دیر نپاید

یاد است مرا این سخن از تجربه کاران

از سبحه شماران مطلب گوهر مقصود

کامد صدف آن کف انگورفشاران

بر صحبت گل دل منه ای مرغ که چون تو

گشتند درین باغ و گذشتند هزاران

از گمشدگان زیر گل آمد به تو سبزه

همچون خط یاران که نویسند به یاران

بین غنچه نشکفته که آورد به سویت

سربسته پیامی ز دل سینه فگاران

جامی نرود سوز تو از سینه به گریه

داغ دل لاله نشود شسته به باران



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجینهٔ گنجور