گنجور

شمارهٔ ۷۱۳

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

همچو نقطه خال آن شیرین دهن

زیر لب افتاده بالای ذقن

می کنم زان خال لب هر لحظه یاد

می نهم داغی به جان خویشتن

حرص دانه رفت از مور و نرفت

شوق خال او هنوز از جان من

گم شد اندر پیرهن لاغر تنم

رشته ای کم باش گو از پیرهن

آه عاشق گر نبودی خانه سوز

جا کجا در سنگ کردی کوهکن

سوخت جانم ز آتش آه ای سرشک

زودتر آبی بر این آتش بزن

جامی آن خال سیه خوش دانه ای ست

تخم مهرش در زمین دل فکن



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

ساغر