گنجور

شمارهٔ ۶۳۰

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

ما به یادت نشسته خاموشیم

کرده از خویشتن فراموشیم

بر سر بستر غمت شبها

محنت و درد را هم آغوشیم

در قدح دیده ایم عکس لبت

باده ناخورده رفته از هوشیم

گر به مضراب غصه نخراشی

رگ رگ ما چو چنگ نخروشیم

تا تو در گوش کرده ای حلقه

ما غلامان حلقه در گوشیم

دوش بودیم با تو دوش به دوش

زنده امشب ز لذت دوشیم

درد دردت صلا زدم دل را

گفت جامی بنوش تا نوشیم



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن مفاعیلن (هزج مسدس اخرب مقبوض) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد تصاویر مرتبط