گنجور

شمارهٔ ۶

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

شرف کعبه بود کوی تو را

زاده الله تعالی شرفا

زایر کوی تو از کعبه گذشت

سرو کوی تو کجا کعبه کجا

سر من غرقه به خون افتاده ست

تا ز تیغ تو فتاده است جدا

بی تو بر جان دگرم باقی نیست

جان اگر رفت تو را باد بقا

ساخت همچون مه نو ناشده پیر

میل ابروی توام پشت دوتا

هر کجا درد دوا نیز بود

چون تو بی درد فتادی چه دوا

داشت در بیت حزن جامی جای

جائه منک بشیر فنجا



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجینهٔ گنجور