گنجور

شمارهٔ ۵۸۷

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

مایل به قامت تو بود طبع مستقیم

مجبول بر محبت تو فطرت سلیم

بعد از وجود جوهر فرد دهان تو

چون نفی جزو لایتجزی کند حکیم

ما را به عهد تو چه مجال سفر که شد

هر جا مسافری ست بر این آستان مقیم

در یتیم گوهر دندان توست و لب

بالای آن چو مرحمت و لطف بر یتیم

خال تو نقطه ای ست ز کلک دبیر صنعت

در برکشیده حلقه زلف تواش چو جیم

جان وقف آیت خط توست اینک آن دهان

بهر لزوم وقف به سرخی نوشته میم

تا زیر هر قدم کشدت تحفه ای جدا

جامی نشسته بر سر راهت دلی دو نیم



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

ساغر