گنجور

شمارهٔ ۵۷۶

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

زد ز غنچه بار دیگر خیمه بر گلزار گل

داد مستان را به عشرتگاه بستان بار گل

غنچه هر برگ طرب کز شوکت دی می نهفت

کرد با باد بهاری یک به یک اظهار گل

بگسل از دامان مطرب چنگ کز مرغان باغ

بر سر هر شاخ دارد مطربی طیار گل

غنچه را دل خون شد از کم عمری گل طرفه آنک

می کند زان خون دل گلگونه رخسار گل

زآب صافی شد مثنی شاخ گل پرگاروار

شکل های مستدیر انگیخت زان پرگار گل

زامتداد جو به طومار مجدول ماند آب

عکس گل در وی چو بر دیباچه طومار گل

راست بازاری ست پنداری چمن کز رنگ و بوی

شد در آن بازار هم صباغ و هم عطار گل

در تمایل مانده بر شاخ زمردگون ز باد

همچو چتر لعل سلطان فلک مقدار گل

خامه جامی که شد در وصف گل چون خار تیز

خاست زان صد معنی رنگین چنان کز خار گل



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور رومیزی