گنجور

شمارهٔ ۵۵۵

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

قتل من خواهد ز یکسو غم ز دیگر سو اجل

پیشدستی کن که نبود دست پیشین را بدل

فیلسوف عقل را آداب بحث عشق نیست

خالی از حکمت بود با او درین معنی جدل

قصد ما ابروی توست از سجده در محرابها

گر نباشد نیت خالص چه حاصل از عمل

می کنم هر دم چو گل پیراهن جان را قبا

تا قبا را دیدم آن اندام نازک در بغل

نیکوان را هستم از صدق ارادت معتقد

کی فتد در اعتقاد من ز بدگویان خلل

دل که شد جای غم عشقت محل رحمت است

ای ز سر تا پای رحمت رحمتی کن در محل

یافت جامی دوش در میخانه فیض از پیر جام

شد می تلخ از لب لعل تو در کامش عسل



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجینهٔ گنجور