گنجور

شمارهٔ ۵۵۰

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

فاح ریح الصبا و صاح الدیک

باده درده که صبح شد نزدیک

جام روشن بیار تا برهیم

یک دم از ظلمت شب تاریک

فهم را گم شود سر رشته

چون رود زان میان سخن باریک

پیش هندوی چشم خونریزت

گشته ترکان زبون تر از تازیک

سر عشق از عبارت واعظ

معنیی نازک است و لفظ رکیک

جز تو در دل کسی نیابد جای

صاحب ملک را چه جای شریک

جامی از حیرت تو ره گم کرد

یا دلیلا لمن تحیر فیک



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

شکرستان