گنجور

شمارهٔ ۵۵

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

خوش است ناز تو ای سرو گل عذار مرا

نیاز پرور عشقم به ناز دار مرا

مگو به طرف چمن جلوه ریاحین بین

دلم اسیر تو با دیگران چه کار مرا

ز گشت باغ چه خیزد ز گل چه بگشاید

درون جان ز تو صد گونه خارخار مرا

مگو به هر چه کنم اختیار ده که نماند

به پیش حکم تو یارای اختیار مرا

کمند زلف توام بند می نهد بر پای

وگرنه نه عزم رحیل است ازین دیار مرا

ز جام لعل لبت جرعه ای کرم فرمای

که کشت نرگس مست تو در خمار مرا

به درد غصه و اندوه ازان خوشم جامی

که صاف عیش و طرب نیست خوشگوار مرا



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کانال رسمی گنجور در تلگرام