گنجور

شمارهٔ ۵۴۷

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

مرا شد جامه جان از غمت چاک

بیا ای آرزوی جان غمناک

نرفت از لوح دل نامت اگر چند

ز لوح آب و گل شد نقش من پاک

به یک رفتار بردی صد دل از راه

تعالی الله عجب چستی و چالاک

نهانی هر شبی آیم به کویت

گریبانی دریده دامنی چاک

گهی از درد ریزم خاک بر سر

گهی از شوق مالم روی بر خاک

ز حسرت با در و دیوار گویم

الا یا ربع سلمی این سلماک

ز جامی گر کشی سر چیست تدبیر

تو شاخ نازکی او خار و خاشاک



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

ساغر