گنجور

شمارهٔ ۵۳۶

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

ای ذات تو از صفات ما پاک

کنه تو برون ز حد ادراک

هم از تو منیر شمع انجم

هم از تو بلند قصر افلاک

آدم به تو شد مکرم ار نه

پیداست مقام ذره خاک

از مهر تو هر سپیده دم چرخ

دراعه نیلگون زند چاک

پرورده ابر رحمت توست

همچون گل و لاله خار و خاشاک

در صیدگه دلاورانت

ارواح قدس شکار فتراک

راهی ست پر از خطر ره عشق

آنجا همه رهزنان بی باک

بی بدرقه عنایت تو

نتوان شد ازان ره خطرناک

یارب به کمال آن که دارد

بر کسوت جان طراز لولاک

کز جام صفا و خم وحدت

در بزم مجردان چالاک

آن باده حواله کن به جامی

کز وصمت هستیش کند پاک



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد آهنگهای مرتبط از Spotify