ای خرم از هوای رخت نوبهار عشق
در هر دلی ز تازه گلت خار خار عشق
هر چند سرخوشی ز می حسن یاد کن
ما را که جان رسید به لب در خمار عشق
محمل همین به سینه ویران ما گشاد
هر کاروان غم که رسید از دیار عشق
فرقی میان عارف و عابد نهاده اند
این خوش به عشق کار بود وان به کار عشق
گر کوهکن ز پای درآمد چه جای طعن
والله که کوه پست شود زیر بار عشق
هرگه خدنگ غمزه گشایی ز شست ناز
باشد همای سدره فروتر شکار عشق
جامی مدار رنجه دل از فکر عاقبت
حالی به نقد خوش گذران روزگار عشق
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف عشق و تاثیرات عمیق آن بر دل و جان انسان میپردازد. شاعر با بیان زیباییهای عشق و تأثیرات شگرف آن، به شادی و غم ناشی از عشق اشاره میکند. او به این نکته تأکید میکند که عشق، حتی در دلهای ویران نیز زندگی میبخشد و برتری آن بر دیگر فعالیتها و کارها را مطرح میسازد. عشق پایانی ندارد و بر غم و شادی زندگی تسلط دارد. در نهایت، شاعر به لذتبردن از لحظات حال و غرقشدن در عشق توصیه میکند.
هوش مصنوعی: ای خوشبخت از لطف روی تو، بهار عشق در دلها باعث خوشحالی و شادابی میشود، اما در عین حال، درد و رنج عشق هم مانند خارهای گل در دلها جای دارد.
هوش مصنوعی: با اینکه خوشیها و زیباییهای عشق را فراموش نکن، ما را به یاد داشته باش که جانم در حال رسیدن به لب مرز خستگی و اشتیاق است.
هوش مصنوعی: در دل ویران ما، سینهای که آغوش باز کرده است، هر کاروان غم که از دیار عشق به ما نزدیک شود، با آن مواجه میشود.
هوش مصنوعی: در این بیت اشاره شده که تفاوتی بین عارف (کسی که به معرفت و شناخت عمیق خداوند میپردازد) و عابد (کسی که به عبادت و انجام مناسک دینی میپردازد) وجود دارد. عارف به عشق و حال و هوای عاشقانه توجه دارد، در حالی که عابد ممکن است تنها به انجام کارهای عبادی بپردازد بدون اینکه به عمق عشق به خداوند بپردازد. به عبارت دیگر، عشق و علاقه واقعی به خداوند از اهمیت بیشتری برخوردار است نسبت به صرفاً انجام دادن کارهای دینی.
هوش مصنوعی: اگر کوهکن از پای افتد، دیگر چه جای سرزنش وجود دارد؟ به خدا قسم که کوه هم در برابر بار عشق، پایین میآید.
هوش مصنوعی: هر زمان که ناز و غمزهای از محبوب نمایان شود، مانند آن است که پرندهای درخت سدره را رها کرده و به دنبال شکار عشق میرود.
هوش مصنوعی: نگران آینده و پیامدهای نامعلوم نباش، بلکه از لحظات شیرین و خوشیهای عشق در کنار هم لذت ببر.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
یارست فارغ از من و من بی قرار عشق
کار منست ناله و اینست کار عشق
نو عاشقم سزد که دل چاک من بود
اول گلی که می شکفد از بهار عشق
ای دل بیا که وامق و مجنون گذشته اند
[...]
از خون کشتگان شکفد لالهزار عشق
باشد خزان عمر شهیدان بهار عشق
آه این چه آتشست که از ذوق سوختن
روید چو خار خشک گل از مرغزار عشق
از عشق جان لبالب و شوق گرسنه چشم
[...]
جان تازه می شود ز نسیم بهار عشق
از یک سرست جوش گل وخار خار عشق
در شوره زار عقل به درمان گیاه نیست
پیوسته سرخ روی بود لاله زار عشق
خاری است خار عشق که در پای چون خلید
[...]
بیرون ز عقل هاست در این جا شمار عشق
پیداست کار عقل و هویداست کار عشق
صد جا شکسته ام سر خم گردن سبو
نشکست یک نفس ز سر من خمار عشق
رد می کند نخست و دگر می کند قبول
[...]
کردیم عاقبت وطن اندر دیار عشق
خوردیم آب بیخودی از جویبار عشق
مستان عشق را به صبوحی چه حاجت است
زیرا که درد سر نرساند خمار عشق
سی سال لاف مهر زدم تا سحرگهی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.