گنجور

شمارهٔ ۵۰۵

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

بنمای رخ و رشک پری خانه چین باش

با روی چنان ماه همه روی زمین باش

با ما به دل و جان مکن ای جان و جهان صلح

دل بردی و جان نیز کنون از پی دین باش

ای سوخته صد ره دلم از داغ جدایی

با عاشق دل سوخته خود به ازین باش

پیوسته جفا خوش نبود بلکه وفا نیز

گه بر سر مهر آی و گهی در پی کین باش

چون من تو شدم بس که به دل نقش تو بستم

خواهی تو جدا شو ز من و خواه قرین باش

ماییم و همین عاشقی و لذت دیدار

زاهد تو برو در طلب خلد برین باش

جامی قدم از تخت جم و مسند جمشید

برتر نه و در کوی بتان خاک نشین باش



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجینهٔ گنجور