بنمای رخ و رشک پری خانه چین باش
با روی چنان ماه همه روی زمین باش
با ما به دل و جان مکن ای جان و جهان صلح
دل بردی و جان نیز کنون از پی دین باش
ای سوخته صد ره دلم از داغ جدایی
با عاشق دل سوخته خود به ازین باش
پیوسته جفا خوش نبود بلکه وفا نیز
گه بر سر مهر آی و گهی در پی کین باش
چون من تو شدم بس که به دل نقش تو بستم
خواهی تو جدا شو ز من و خواه قرین باش
ماییم و همین عاشقی و لذت دیدار
زاهد تو برو در طلب خلد برین باش
جامی قدم از تخت جم و مسند جمشید
برتر نه و در کوی بتان خاک نشین باش
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و عشق اشاره دارد و شاعر از معشوق خود میخواهد که با زیبایی و دلربایی خود، دنیای او را سرشار از عشق کند. او از معشوق میخواهد که در دل او جا داشته باشد و برادرانه با او رفتار کند، در حالی که از درد جدایی و رنج عشق میگوید. شاعر بیان میکند که تنهایی و جفای معشوق خوشایند نیست و به وفا و محبت نیاز دارد. در نهایت، او بر عشق و لذت دیدار تأکید میکند و از زاهدان میخواهد که به دنبال بهشت برین باشند و از عشق و زیباییهای دنیوی غافل نشوند.
هوش مصنوعی: به من چهرهات را نشان بده و مانند پری زیبای چینی باش؛ با چهرهای به زیبایی این ماه، تو بهترین زیبایی روی زمین باش.
هوش مصنوعی: ای جان و جهان، با ما به نیکی و محبت رفتار کن؛ زیرا تو با دلی آرام به ما نزدیک شدهای و اکنون باید دنبال دینی باشی که ما را به هم نزدیکتر کند.
هوش مصنوعی: ای دل سوخته من، به خاطر داغ جدایی، از صد راه دل من زخم میخورد. اما بودن با عاشق دل سوختهام، بهتر از این غم است.
هوش مصنوعی: کسی که همیشه به کسی آسیب میزند، خوب نیست، اما وفاداری هم باید تعادل داشته باشد؛ گاهی باید به عشق و محبت نزدیک شوی و گاهی هم انتقام و کینه را در نظر بگیری.
هوش مصنوعی: من به دلیل عشق و احساسی که به تو دارم، به قدری به تو وابسته شدهام که حتی اگر بخواهی جدا شوی، باز هم روح من با تو خواهد بود.
هوش مصنوعی: ما تنها عشق و لذت دیدار را داریم، تو بهتر است به دنبال بهشت و خوشیهای آنجا باشی.
هوش مصنوعی: بهتر است از مقامهای بلند و پادشاهی دور نشویم و به جاهای ساده و بیتظاهر برویم، هرچند که در آنجا خاکی و humble باشیم. زینت زندگی در این است که به زیبایی روح و دل بسنده کنیم نه به مقام و منصب.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چون شمع درآ سرزده و بزم نشین باش
غارتگر دل، آفت جان، رهزن دین باش
ای دل که ترا گفت که مشنو سخن کس؟
جان ده به نکویان و بد روی زمین باش
شادم که ز بیداد تو مرگم شده نزدیک
[...]
بر غمزده ای خنده زدم گفت حزین باش
گر با تو هم اندیشه ما هست چنین باش
گفتم: شده دل منکر دین گفت: غمی نیست
گو عاشق ما باش و صنم خانه نشین باش
کافیست اگر عشق بود عرض شهادت
[...]
چون غنچه نشکفته درین باغ غمین باش
شیرازه اوراق دل از چین جبین باش
چون آتش سوزان مشو ازباد سبکسر
چون آب ز روشن گهری خاک نشین باش
از خشکی اگر ابر گهربار نگردی
[...]
ای خواجه برو بندهٔ آن زهره جبین باش
در بندگی خاک درش صدر نشین باش
یک چند به گرد حرم و کعبه دویدی
یک چند مقیم در میخانهٔ چین باش
بگذر ز سر عقل و قدم نه به ره عشق
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.