گنجور

 
جامی

خاک کویش را پس از کشتن به خونم گل کنید

خانه ای سازید و جانم را در او منزل کنید

چون بریزد خون من این بس دیت کز بعد قتل

گاه گاهی نسبت خونم به آن قاتل کنید

حیف باشد خونم من در گردنش بهر خدا

پیش ازان دم کو کشد خنجر مرا بسمل کنید

تن اگر بیمار شد بر سر میاریدم طبیب

ای عزیزان کار تن سهل است فکر دل کنید

من ندارم طاقت دیدار و او تاب نظر

پیش رویش پرده ای بهر خدا حایل کنید

نیست پیش اهل دل دردی ز بی دردی بتر

چند تدبیر دوا درد دلی حاصل کنید

چند درد سر کشد جامی ز گفت وگوی عقل

ای حریفان بازش از یک جرعه لایعقل کنید

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
هلالی جغتایی

من نمیخواهم که : در کویش مرا بسمل کنید

حیف باشد کان چنان خاکی بخونم گل کنید

چون نخواهم زیست دور از روی او، بهر خدا

تیغ بردارید و پیش او مرا بسمل کنید

بهر قتلم رنجه میدارید دست ناز کش

[...]

صائب تبریزی

دیده از عیب کسان در خواب چون مخمل کنید

چون رسد نوبت به عیب خود، نظر احول کنید

باعث رنگینی دیوان محشر می شود

چهره از اشک پشیمانی اگر جدول کنید

قامت خم چون مه نو در کمین پس خم است

[...]

سیدای نسفی

نوبهار آمد تماشای گل و سنبل کنید

نور چشم خود چو شبنم طرف روی گل کنید

بر در گلزار گلچینان هجوم آورده اند

خار دیوار چمن گل کرده فکر مل کنید

روی باغ از سبزه و سنبل مزلف کشته است

[...]

بیدل دهلوی

شوق تا گردد دو بالا خویش را احول کنید

نیم‌رخ کم حیرت است آیینه مستقبل کنید

آگهی از اطلس‌ گردون چه خواهد یافتن

خواب ما هم بی‌قماشی نیست گر مخمل کنید

با بد و نیک‌ جهان زبن بیش نتوان شد طرف

[...]

حاجب شیرازی

دوستان از راستی کم فکر تل و ول کنید

می توانید آنچه آخر می کنید اول کنید

صلح را محکم میان بندید با نزع و صلاح

رسم درویشی بیاموزید و کم کل کل کنید

وقت بدبینی و رفتار کج و حرص و طمع

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه