پیر ما بگذاشت آخر شیوه زهاد را
ساخت فرش میکده سجاده ارشاد را
خورده ام پیش از نماز صبح می بهر خدا
ای امام امروز با مطرب گذار اوراد را
چنگ استادی ست درس عشق گو مطرب کجاست
تا زمانی بر سر درس آرد این استاد را
صوفی دریوزه گر از بزم جمع دجله کش
گر رود غم نیست یک زنبیل کم بغداد را
اعتماد مفلس میخانه بر فیض خم است
نیست زادی چون توکل حاجی بی زاد را
از دم نی گرم کی گردد دل سخت فقیه
گرچه سازد فی المثل نرم این فسون پولاد را
جامیا خشت از سر خم گیر و گل از لای می
گر عمارت خواهی این دیر خراب آباد را
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به موضوعاتی چون عشق، تصوف، و بیاعتنایی به ظواهر دینی میپردازد. شاعر از شیوه زهاد و معنویت میگذرد و به میکده و خوشیهای دنیوی رو میآورد. او با اشاره به عشق و هنر، به جستجوی معشوق و سازنده آن میپردازد. همچنین به عدم نیاز به دنیای مادی و توکل بر خدا اشاره میکند. در پایان، شاعر به اهمیت لذت بردن از زندگی و ساختن بنای معنوی از خرابیها و گذرا بودن دنیا میپردازد.
هوش مصنوعی: مربی ما در نهایت روش زاهدان را ترک کرد و فرش میخانه را به عنوان سجاده ارشاد قرار داد.
هوش مصنوعی: قبل از نماز صبح، به خاطر خدا، از بزم شاد و سرور لذت بردم، ای امام. امروز بیایید اوراد و دعا را با مطرب و آواز همراه کنیم.
هوش مصنوعی: این بیت اشاره دارد به اینکه عشق مانند یک ساز زیبا است که نیاز به نواختن دارد. شاعر از یک موسیقیدان میخواهد که بیاید و عشق را به خوبی به تصویر بکشد. برای او مهم است که این استاد درسی از عشق را بیاموزد و آن را به گوش دیگران برساند.
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به تصویر کشیدن وضعیتی اشاره دارد که فردی زهد و زهدورزی را به نمایش میگذارد. او میگوید که اگر صوفیای به خاطر سختیهایی که در زندگی دارد، از یک مجالس لذت بخش دور شود، بر او غمی نخواهد بود، زیرا در زندگی خود تجربیات و معانی بیشتری دارد و هر چیزی در جهان حائز اهمیت نخواهد بود. این تعبیر به نوعی نمایانگر عدم وابستگی و بیاعتنایی به دنیای مادی است.
هوش مصنوعی: اعتماد و تکیه کردن فردی که در شرایط سختی قرار دارد، به نعمتهای موجود در میخانه وابسته است. اما برعکس، کسی مانند حاجی که بدون هیچ وسیلهای به سفر میرود، نمیتواند به چیزی غیر از توکل خود تکیه کند.
هوش مصنوعی: اگر دمی از نی گرم بوزد، دل سخت فقیه نیز ممکن است نرم شود، هرچند که او به ظاهر مانند دیگران نرمخو نیست. این معجزهای است که حتی میتواند بر روی فولاد تأثیر بگذارد.
هوش مصنوعی: اگر میخواهی این مکان ویران را بازسازی کنی، باید از بالای خم، آجر بگیری و از لابهلای شراب، گل برداری.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
باز بر عاشق فروش آن سوسن آزاد را
باز بر خورشید پوش آن جوشن شمشاد را
باز چون شاگرد مومن در پس تخته نشان
آن نکو دیدار شوخ کافر استاد را
ناز چون یاقوت گردان خاصگان عشق را
[...]
شب به روز آمد بسی کز دل نهادی یاد را
جان ز تن آمد برون بویی ندادی باد را
سر به دیوار سرایت می زنم تا بنگری
زانکه با باز شکاری خوش بود صیاد را
بازوی هجرت قوی در کشتن بیچارگان
[...]
غمزه اش افزود در ایام خط بیداد را
زنگ زهر جانستان شد تیغ این جلاد را
حسن بی رحم است، ورنه دود تلخ آه من
آب گرداند به چشم آیینه فولاد را
ساده لوحی بین که می خواهم شکار من شود
[...]
در هنرمندی ز مردن نیست غم استاد را
زنده دارد کار شیرین، تا ابد فرهاد را
تا ابد آدم نخوردی نیم گندم از بهشت
در ازل خوردی اگر یک جو غم اولاد را
گر کنم تحریر احوال دل ناشاد را
همچو نی در هم بسوزد خامه فولاد را
غیر غمخواری بدشمن ناید از آزادگان
شانه گردد، اره گر بر نهی شمشاد را
تندخویان را نباشد جز کدورت حاصلی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.