گنجور

شمارهٔ ۲۶۵

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

دلم از حلقه زلف تو شد بند

ز من مگسل که محکم گشت پیوند

بر آن لب خالها بس خط میفزای

بلا بر جان من زین بیش مپسند

چه سود از پندگویان بیدلی را

که گیرد عالمی از حال او پند

به خدمتگاری سرو بلندت

میان صد جا گره بسته نی قند

ز بنده لاف عشقت گر گناه است

گناه از بنده و عفو از خداوند

ز دست من کشی هر دم سر زلف

ز پای افتادم ای جان سرکشی چند

ز سگ کمتر نهی مقدار جامی

ولی هست او بدین مقدار خرسند



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

ساغر