دلم از حلقه زلف تو شد بند
ز من مگسل که محکم گشت پیوند
بر آن لب خالها بس خط میفزای
بلا بر جان من زین بیش مپسند
چه سود از پندگویان بیدلی را
که گیرد عالمی از حال او پند
به خدمتگاری سرو بلندت
میان صد جا گره بسته نی قند
ز بنده لاف عشقت گر گناه است
گناه از بنده و عفو از خداوند
ز دست من کشی هر دم سر زلف
ز پای افتادم ای جان سرکشی چند
ز سگ کمتر نهی مقدار جامی
ولی هست او بدین مقدار خرسند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از احساس عمیق عشق و وابستگیاش به معشوق صحبت میکند. او میگوید که زیبایی معشوقش او را مجذوب کرده و این وابستگی را نمیتواند قطع کند. همچنین به تاثیر محبت و زیبایی معشوق بر جانش اشاره میکند و از بیفایده بودن نصیحتهایی صحبت میکند که نمیتوانند وضع او را تغییر دهند. شاعر نسبت به خطاهای خود در عشق اعتراف میکند و بر این باور است که اگر گناهی هست، عفو و بخشش از جانب خداوند است. در نهایت، او به احساس حقارت خود در برابر عشق و قدرت معشوق اشاره میکند.
هوش مصنوعی: دل من به خاطر حلقههای موی تو به شدت وابسته شده است، مرا از این وابستگی نرسان زیرا این پیوند خیلی محکم شده است.
هوش مصنوعی: بر روی آن لب، جوهرهها و خطوطی که به وجود آمده، تنها به دردسر من افزوده میشود؛ پس دیگر از این بیشتر نپسند.
هوش مصنوعی: چه فایدهای دارد که افراد بیدل و غمگین نصیحتهای دیگران را گوش کنند، در حالی که کسی از وضعیت درونی آنها خبر ندارد و نمیتواند به درستی درکشان کند؟
هوش مصنوعی: به عنوان خدمتکاری برای تو، در میان صد جای دیگر، گرهی از نِی قند بستهام.
هوش مصنوعی: اگر بنده به عشق تو مبالغه کند، اگر این کار گناه باشد، پس گناه از من است و بخشش از سوی خداوند خواهد بود.
هوش مصنوعی: هر لحظه که تو از من دور میشوی، من به خاطر زیباییها و جذابیتهای تو درهم میشکنم. ای جان، چقدر تو به سرکشی و بیتابی ادامه میدهی.
هوش مصنوعی: هرچند که او از سگی کمتر ارزش دارد، اما همین مقدار هم او را خوشحال میکند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
در درج سخن بگشای بر پند
غزل را در به دست زهد در بند
به آب پند باید شست دل را
چو سالت بر گذشت از شست و ز اند
چو بردل مرد را از دیو گمره
[...]
ترا نه زخم دارد سود و نه بند
نه زنهار و نه پیمان ونه سوگند
یکی و پنج و سی وز بیست نیمی
وگر قدرت بود فرسنگکی چند
چو زین بگذشت و ما و مطرب و می
گناه از بنده و عفو از خداوند
تعالی الله یکی بی مثل و مانند
که خوانندش خداوندانْ خداوند
تعالی الله یکی بیمثل و مانند
که خوانندت خداوندان خداوند
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.